۱۳ بازی کلاسیک پلی‌استیشن ۱ که باید بازسازی شوند

در میان تمام بازی‌های بازسازی شده‌ای که منتشر می‌شوند، قطعا شما نیز به این فکر کرده‌اید که جای خالی عناوین قدیمی و به یادماندنی زیادی حس می‌شود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم ۱۳ بازی کلاسیک پلی‌استیشن ۱ که ارزش بازسازی شدن را دارند، بررسی نماییم. با وی‌ جی سی پرو همراه باشید.

سال ۲۰۱۸ زمانی است که می‌توانیم برروی هر پلتفرم و کنسولی، نوستالژی را حس کنیم. در نسل اخیر کنسول‌ها، سازندگان و توسعه دهندگان مختلفی اقدام به بازسازی عناوین قدیمی یا حتی نه چندان قدیمی خود می‌کنند. در طرف دیگر، مایکروسافت (Microsoft) با برنامه پشتیبانی از نسل قبل یا Backward compatibility خود توانسته ارتباط بسیار خوبی با کنسول نسل حاضر و کنسول‌های نسل قبل برقرار کند. در طرف دیگر شرکت سونی (Sony) قرار دارد که برخی از عناوین پلی‌استیشن ۱ و پلی‌استیشن ۲ را به صورت کاملا بازسازی شده یا به طرق دیگر در دسترس بازی‌بازان کنسول پلی‌استیشن ۴ قرار می‌دهد.  در میان این بازار داغ عناوین کلاسیک و بازسازی شده، بد نیست باز هم نگاهی به گذشته بیندازیم و عناوینی که ارزش بازسازی شدن را دارند با هم مرور کنیم.

در این مقاله ۱۳ بازی کلاسیک کنسول به شدت خاطره انگیز پلی‌استیشن ۱ را برای بازسازی شدن انتخاب کردیم. توجه داشته باشید که این عناوین ممکن است در فرانچایز بزرگ و محبوبی باشند یا مدت زیادی است که فراموش شده‌اند؛ در هر صورت، انتخاب این ۱۳ بازی کار سخت و دشواری به حساب می‌آید.

Crash Team Racing و Crash Bash

در سال گذشته میلادی مشاهده کردیم که مجموعه Crash Bandicoot’s N. Sane Trilogy عرضه شد و یک بازسازی فوق‌العاده و مورد احترام را تقدیم به سه نسخه ابتدایی و اریجینال کرش بندیکوت کرد. استودیوی Vicarious Visions که در پشت صحنه این مجموعه بازسازی شده قرار داشت، ثابت کرد که توانایی‌های زیادی دارد و بازی‌بازان بسیاری را هیجان زده ساخت. با این حساب، شاید بتوانیم برای بازسازی نسخه‌های کلاسیک دیگر Crash Bandicoot به این استودیو اعتماد کنیم. قطعا اولین عناوین کلاسیک این سری که ارزش بازسازی شدن را دارند، دو عنوان فوق‌العاده محبوب Crash Team Racing و Crash Bash هستند. به شخصه Crash Team Racing عنوانی بود که من را با سبک ریسینگ کارتینگ آشنا کرد. از آن جایی که بسیاری از بازی‌بازان، گیمینگ را با کنسول به یادماندنی پلی‌استیشن ۱ آغاز کردند، Crash Team Racing قطعا می‌توانست برای آن‌ها فراموش نشدنی باشد. تجربه مسابقات پر هیجان این بازی و همچنین مشاهده مکان‌های متنوع برای مسابقه آن قدر لذت بخش بود که خواهان بازسازی این عنوان روی کنسول‌های جدید هستیم.

در طرف دیگر بازی Crash Bash قرار دارد که پر از مینی گیم‌ها و محتوای ریز و درشت مانند Crate Crush ،Polar Push ،Polar Push ،Ballisrix ،Pogo Pandemonium و Crash Dash و Medieval Mayhem بود. مود ماجراجویی این بازی به بازی‌بازان اجازه می‌داد تا در چهار مسیر نبرد بین Aku Aku و Uka Uka قرار بگیرند و بین خیر و شر، یکی را انتخاب کنند. با این حال، یکی از بهترین ویژگی‌های Crash Bash، تنظیم شدن سطح‌ها برای گرفتن کریستال‌ها بود.

دو بازی Crash Team Racing و Crash Bash می‌توانند با قابلیت‌ها و امکانات موجود در نسل حاضر، به بهترین شکل بازسازی شوند و حتی در این نسخه بازسازی شده، شاهد بخش چند نفره یا قابلیت‌ها و سطح گرافیک بسیار بالاتر باشیم. تجربه کردن این عناوین با دوستان لذتی وصف ناشدنی دارد.

Twisted Metal 

یکی از سوالاتی که همراه از خود می‌پرسم این است که چرا در نسل اخیر بازی‌های ویدیویی، خبری از عناوین «ماشین جنگی» و هیجان انگیزی مانند Twisted Metal نیست؟ بازی Twisted Metal در نسل های قبلی کنسول‌ها، قطعا یکی از عناوین منتخب و پر طرفدار بود و بازی‌بازان بسیاری برای انتشار نسخه جدیدی از آن منتظر می‌ماندند. اولین نسخه از این سری در سال ۱۹۹۵ برروی کنسول پلی‌استیشن ۱ عرضه شد و از آن جایی که حال و هوای صنعت گیمینگ در آن زمان بسیار متفاوت از زمان کنونی بود، Twisted Metal یک شاهکار هیجان انگیز شناخته می‌شد و البته همه می‌دانیم که در دوره و زمانه امروزی، کسی دوست ندارد با اتومبیل غول پیکری به منفجر کردن اتومبیل‌های دیگر بپردازد.

Twisted Metal یک بازی خشن و پر برخورد بود که در آن شخصیت‌های جالبی با اتومبیل‌های جنگی، انواع و اقسام اسلحه‌ها و راکت لانچر به نابود کردن می‌پرداختند. گیم‌پلی بازی به این گونه بود که باید در محیط مراحل سرکشی می‌کردید و قدرت‌ها و اسلحه‌های جدید و قدرتمندی را به دست می‌آوردید و با آن ها، رقبایتان را به گلوله می‌بستید تا زمانی که کاملا منفجر و نابود شوند. این تمام کاری بود که در Twisted Metal انجام می‌دادید.

بخش تک نفره بازی Twisted Metal لذت بخش بود اما لذت و سرگرمی واقعی وقتی آغاز می‌شد که با دوستان و آشنایانتان به صورت Head to Head رقابت می‌کردید و میدان نبردی فوق‌العاده هیجان انگیز و به یادماندنی به وجود می‌آمد. کدام بازی در آن زمان بود که بتواند تا این حد درگیری بین دو بازی‌باز در کنار یکدیگر را به وجود بیاورد و هیجان داشته باشد؟ Twisted Metal یک بازی فوق‌العاده در عصری فوق‌العاده بود که قطعا دوست داریم نسخه بازسازی شده‌ آن را روی کنسول‌ پلی‌استیشن ۴ مشاهده کنیم. البته از ساخت یک قسمت کاملا جدید هم بدمان نمی‌آید!

Bushido Blade و Bushido Blade 2

Bushido Blade یک بازی شمشیر زنی سه بعدی یک به یک بود که برای کنسول پلی‌استیشن ۱ عرضه شد. این بازی سبک و سیاق منحصر به فرد و خاصی داشت که شاید همین موضوع باعث شد به عنوانی چند نسخه‌ای تبدیل نشود. شاید شبیه ترین بازی نوین به Bushido Blade را عنوان Nidhogg در نظر گرفت. در این بازی هیچ نوار سلامتی خاصی وجود نداشت و اجرا کردن یک ضربه اساسی به حریف، می‌توانست باعث به وجود آمدن تمام کننده‌های دیدنی و هیجان انگیزی شود (که بیشتر آن ها نیز با خون ریزی همراه بود). در این بازی «تنش» حرف اول را می‌زد و بازی‌باز همیشه باید با تمام حواس خود، حرکات حریف را زیر نظر می‌گرفت تا بتواند به سرعت واکنش نشان دهد و از آن به عنوان عامل برتری استفاده کند. سازندگان سعی می‌کردند بازی‌بازان را در هنگام مبارزه با حریف، به «نبرد شرافتمندانه» تشویق کنند و مبارزه عادلانه همیشه گوشزد می‌شد.

با این حال، بازی کاملا به شما حق انتخاب می‌داد و سازندگان نیز این موضوع را به بهترین شکل ممکن در مبارزات پیاده کرده بودند. در طرف مقابلِ مبارزه‌ی عادلانه، شما می‌توانستید در صورت رقیب خاک بپاشید، زمانی که در شرایط نامطلوبی هستند به آن‌ها ضربه بزنید یا در محیط بازی برای پیدا کردن اسلحه‌ بدوید تا در هر صورت، یک عامل برتری برای شما به وجود بیاید. همه این عناصر باعث شده بود تا بازی به یادماندنی و منحصر به فرد شود.

Bushido Blade و دنباله آن در سال ۱۹۹۸ شگفت انگیز بودند و در آن زمان حسابی سر و صدا کردند. در دوره کنونی نمی‌توان عنوانی مبارزه ای را به این صورت پیدا کرد، شاید ورود ناگهانی Bushido Blade به نسل جدید به صورت یک نسخه کاملا بازسازی شده، جالب باشد. Bushido Blade یا نسخه دوم آن قطعا لایق بازسازی شدن هستند.

Silent Hill

اولین نسخه از بازی Silent Hill روی کنسول پلی‌استیشن ۱، به معنای واقعی کلمه، اتمسفریک بود! طرفداران این سری بی نظیر قطعا به خاطر همین جو و اتمسفر گیرای بازی بود که عاشق آن شدند و حتی نسخه‌های کلاسیک سری Residnt Evil را جدی نمی‌گیرند. اتمسفر گیرای بازی Silent Hill در همان صحنه ابتدایی و مه دهشتناک مرحله، شما را در خود غرق می‌کند. جست و جو در شهری عجیب و مرموز که سرتاسر آن را مه فرا گرفته و بازی‌باز حتی نمی‌تواند چند قدم جلوی خود را ببیند، عناصری بودند که قلب بازی‌باز را به تپش درمی‌آوردند.

موفقیت‌های نسخه اول Silent Hill با بازی Silent Hill 2 تکمیل شد و به اونج خود رسید؛ تا جایی که نه تنها Silent Hill 2 را به عنوان بهترین در سری، بلکه به عنوان یکی از بهترین عناوین وحشت بقای تاریخ صنعت بازی‌های ویدیویی می‌شناسند. با این حال، بسیاری از طرفداران Silent Hill لحن روایت نسخه اول را که الهام گرفته از کارهای Steven King و David Lynch بود، طور خاصی دوست داشتند. قصه یک دختر گم شده و جست و جو برای یافتن آن در یک دنیای شیطانی، بسیار تاثیر گذار بود و مخاطب را تا انتهای بازی به دنبال خود می‌کشید. پس از آن، چندین سال بعد، اتفاق جالبی رخ داد و Silent Hills در سال ۲۰۰۹ به صورت بازنگری شده، در عنوان Silent Hill: Shattered Memories دیده شد. این نسخه در عصری جدید تر، برای طرفداران نسخه‌های کلاسیک Silent Hill فوق‌العاده بود و حتی بازنگر‌ی‌هایی در مکانیک‌ها و عناصر مختلف گیم‌پلی انجام گرفته بود.

با این حال، ساخت یک نسخه بازسازی شده (با استایل Crash یا Spyro) از Silent Hill می‌تواند شگفت انگیز و خوشحال کننده باشد. فراموش نکنید که در سال ۲۰۱۲، بازسازی‌های HD دو بازی Silent Hill 2 و Silent Hill 3 عرضه شدند اما از نظر مسائل فنی، یک افتضاح به تمام معنی بودند و صداهای از نو ضبط شده بازی، تنها طرفداران را از آن جدا می‌کرد. زمان آن است که کونامی دست به کار شده و یک نسخه بازسازی شده به یادماندنی را بریمان بسازد.

در دوران پلی‌استیشن ۱، زمانی که دریافتیم بازی Driver چیست و باید در نقش یک راننده تحت پوشش در خیابان‌های کالیفرنیا به ماجراجویی بپردازیم، از هیجان شب‌ها خوابمان نمی‌برد. در آن زمان (سال ۱۹۹۹) عنوانی بزرگ مانند Grand Theft Auto وجود داشت اما واقعا تجربه رانندگی در شهری واقع گرایانه، آن هم با زاوبه دوربین سوم شخص (به جای زاویه دوربین بالا به پایین GTA) چیز دیگری بود. بازی Driver آن پیچیدگی لازم را به عنوانی مانند Need For Speed می‌داد و این همان چیزی بود که بسیاری از بازی‌‌بازان در آن زمان می‌خواستند.

محتوای کلی بازی Driver شاید به زیبایی و باشکوهی تعریفاتی که از آن کردیم نباشد یا حتی نسبت به بازی‌های شبیه در دوره کنونی خیلی هم ساده به نظر برسد اما حس رانندگی در شهری بزرگ، با خیابان‌ها و ساختمان‌های واقع گرایانه (تکنیک عکس‌های آماده) باعث می‌شد همه بازی‌بازان به خوبی سرگرم شوند. در این عنوان از شما خواسته نمی‌شد که از اتومبیل بیرون بیایید، شلیک کنید یا هر عنصری که امروزه در همه عناوین این چنینی مشاهده می‌کتیم؛ هدف در Driver، جست و جو و گشت زدن در شهر، تعقیب و گریز با پلیس و همچنین پیچ‌ها و دریفت‌های ۱۸۰ درجه‌ای بود که قند در دل دوستداران سبک ریسینگ آب می‌کرد.

ایده‌ای که سازندگان برای ساخت اولین نسخه از Driver داشتند، شاید کمی جلوتر از زمان خود بود. این بازی برروی کنسول پلی‌استیشن ۱ با مشکلات فنی متعددی همراه بود و تا زمان انتشار Driver 2، از شر این مشکلات خلاص نشد. در صورت ساخته شدن یک نسخه بازسازی شده از عنوان Driver، قطعا خاطرات زیادی زنده می‌شود و می‌توانیم با کیفیت بیشتری در خیابان‌های شهر ترمز دستی اتومبیل خود را بکشیم!

Syphon Filter

خبری از Metal Gear Solid نیست اما بازی Syphon Filter نیز یک نوع از گیم‌پلی مخفی کاری و اکشن سوم شخص را به مخاطب معرفی می‌کرد که البته به شدت نیز لذت بخش بود. بسیاری از بازی‌بازان در آن زمان عاشق این بودند که در نقش یک مامور مخفی، به نقاط مختلفی از جهان فرستاده شوند و با اسلحه ها و گجت‌های مختلف به مبارزه با دشمنان بپردازند. تجربه مخفی کاری در بازی Syphon Filter بسیار هیجان انگیز بود و امکان ندارد در صورت تجربه کردن بازی روی کنسول پلی‌استیشن ۱، صحنه‌های شکستن شیشه و ورود به مراحل را فراموش کرده باشید. مکانیک‌ها و گجت‌های بازی با وجود کارآمد بودن، در مواقعی حالت طنز و شوخی هم داشتند و همین موضوع باعث به یادماندنی شدن آن‌ها می‌شد.

فکر نمی‌کنم گفتن این جمله که تجربه بازی Syphon Filter در زمان حال می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد (یا از این دست جملات)، حرف منطقی و درستی باشد اما قطعا ساخته شدن یک نسخه بازسازی شدن از این عنوان، می‌تواند جای خالی Splinter Cell یا حتی متال گیر را در این روزها پر کند. این بازی قطعا سزاوار یک ریمستر است!

Vagrant Story

بیشتر مردم بازی Metal Gear Solid را به عنوان «سینمایی ترین» عنوان کنسول پلی‌استیشن ۱ می‌دانند. با وجود زاویه‌های خاص دوربین و همچنین سکانس‌های فیلم مانند این سری ماندگار، باید هم آن را سینمایی ترین بازی در آن عصر و دوران بدانیم. با این حال، با وجود تمام احترام نسبت به بازی Metal Gear Solid، به شخصه فکر می‌کنم عنوانی که بیش از دیگر عناوین لیاقت حمل این عنوان را داشت، بازی Vagrant Story بود. این بازی که دو عنصر موسیقی و نورپردازی‌اش در آن زمان به شدت خودنمایی می‌کرد، یک اکشن نقش آفرینی بود که به وسیله شرکت Squaresoft (نام قدیم شرکت اسکوئر اینکس) تهیه شده بود. افراد تاثیر گذار و ماهری پشت صحنه این بازی حضور داشتند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به Yasumi Matsuno، خالق اصلی بازی‌های Ogre Battle و Final Fantasy Tactics و Final Fantasy XII اشاره کرد. این بازی در کنار گیم‌پلی خوب و لذت بخش، از نظر گرافیکی و بصری از زمان خود جلوتر بود و همین موضوع باعث می‌شود تا دوست داشته باشیم چشم انداز‌های زیبای بازی در آن زمان را به صورت بازسازی شده و با استفاده از قدرت کنسول‌های جدیدتر مشاهده کنیم.

با این حال، هر چقدر هم که از جلوه‌های بصری بازی در آن زمان تعریف کنیم، نمی‌توان منکر این شد که قدرت پردازشی کنسول پلی‌استیشن ۱ کاملا جلوی خودنمایی گرافیکی بازی را گرفته بود. بازی Vagrant Story در تلویزیون‌های CRT قدیمی خوب به نظر می‌رسید اما زمانی که پای تلویزیون‌های جدید تر با صفحه progressive به میان می‌آید، بافت‌های بی کیفیت بازی به شدت به چشم می‌آید. یک بازسازی فوق‌العاده با بافت‌های HD (یا حتی ۴K) و ویژگی‌های گرافیکی نوین، بسیاری از بازی‌بازان را خوشحال کرده و البته میراث فراموش شده این بازی را باری دیگر زنده می‌کند. امیدواریم نسخه‌ بازسازی شده Vagrant Story را در این نسل ببینیم.

Ape Escape

یکی از منقرض شده‌ترین عناوینی که برای کنسول پلی‌استیشن ۱ عرضه شده، همین بازی Ape Escape است. این بازی حتی در همان دوره و زمانه نیز عجیب و غیر عادی جلوه می‌کرد. در بازی Ape Escape شما در نقش Spike قرار می‌گیرید؛ یک پسر بچه که باید یک میمون به نام Specter را شکار کند. این میمون با استفاده از یک کلاه خودِ عجیب، قدرت‌ها و قابلیت‌های شگفت انگیزی به دست آورده بود و می‌توانست با استفاده از این قدرت، ارتشی از میمون‌ها را تشکیل دهد و آن‌ها را برای تغییر مسیر تاریخ، در زمان به عقب برگرداند. این بازی نه تنها از نظر طرح کلی داستان و همچنین نحوه رخ دادن اتفاقات عجیب و غیر عادی جلوه می‌کرد، بلکه طرح کنترل‌ بازی نیز شبیه هیچ کدام از عناوین قبلی نبود. در آن زمان کنترلر جدید Dualshock  به تازگی عرضه شده بود و مردم به صورت عادی با آن غریبه بودند؛ حال فرض کنید که طرح کنترل عجیبی نیز به عنوانی غیر عادی مانند Ape Escape بدهند تا همه چیز در جهت «عجیب بودن» پیش برود. به عنوان مثال در این بازی، بازِی‌باز برای استفاده از گجت ها و اسلحه‌های خود، باید استیک راست را به هر جهتی که می‌خواست حرکت می‌داد.

روی کاغذ، همه چیز به کشته شدن بازی Ape Escape ختم می‌شود اما این عنوان به طرز شگفت انگیزی تبدیل به یکی از درگیر کننده‌ترین و به یادماندنی‌ترین ماجراهای کنسول پلی‌استیشن ۱ می‌شود. عناصر و عوامل بسیاری وجود دارند که بتوان عاشق Ape Escape شد، همین موضوع سبب می‌شود تا آن را یکی از کاندید‌های نسخه بازسازی شده بدانیم. شاید برخی از طرفداران و بازی‌بازان بگویند که این بازی یک نسخه پیشرفته تر روی کنسول دستی PSP دارد اما از آن جایی که فدرت پردازشی این کنسول دستی خیلی فراتر از پلی‌استیشن ۱ نیست و همچنین خیلی از عناصر بازی در آن نسخه تغییر کرد، نمی‌توان آن را یک نسخه بازسازی شده به حساب آورد. به‌روز کردن جلوه های بصری بازی با استفاده از توان پردازشی کنسول‌های جدید، می‌تواند نفس جدیدی در کالبد مرد‌ه‌ و فراموش شده‌ی آن بدمد. بازسازی کردن بازی Ape Escape اصلا دور از انتظار نیست و شاید در همین نسل شاهد معرفی آن توسط سونی باشیم.

Legacy Of Kain: Soul Reaver

بازی Legacy Of Kain: Soul Reaver به مانند یک الماس درخشان اما فراموش شده در نسل پلی‌استیشن ۱ است. این بازی که نمونه کامل یک مترویدوانیای ۳ بعدی بود، قلب و روح بسیاری از بازی‌بازان در آن زمان را ربود و با استایل هنری gothic، مکانیک‌های مبارزه‌ی هوشمندانه و متمایز بودن نسبت به باقی عناوین، به یک بازی فوق‌العاده به یادماندنی تبدیل شد. سکانس افتتاحیه‌ی خوش ساخت و سینمایی بازی و همچنین محیط های باز و گسترده‌ آن تاثیر زیادی در آن زمان می‌گذاشت. در طرف دیگر، روایت خلاقانه و شاهکار این بازی در کنار معرفی شخصیت‌های مختلف در طول داستان از دلایل دیگر شاهکار بودن بازی Legacy Of Kain: Soul Reaver محسوب می‌شد. در این بازی در نقش شخصیتی به نام Raziel قرار می‌گرفتیم؛ یک رسدبان خون آشام که پس از خیانتی که لرد Kain به او می‌کند، برای آرامش خشم خود، به مکیدن روح می‌پردازد. Raziel که به وسیله یک شخص مرموز به نام The Elder God به زندگی بازگردانده شده است، باید طی یک سفر هیجان انگیز و پر خطر، از پادشاه سابق خود انتقام بگیرد.

بازی Legacy Of Kain: Soul Reave، کاملا شایسته یک بازسازی HD یا حتی فراتر است. اگر هر چیزی در این دنیا قدیمی شود و مزه خود را از دست بدهد، دنیای منحصر به فرد، پادشاهی پر شده از خون آشام‌های جهش یافته و همچنین اتمسفر گیرا و خاص بازی Legacy Of Kain: Soul Reave هیچگاه قدیمی نشده و طعم تلخی به خود نمی‌گیرد. استفاده از نقاط ضعف و قوت یک خون آشام برای مبارزه با دشمتان متفاوت، هنوز هم یک راه خلاقانه برای تشکیل دادن گیم‌پلی یک بازی است؛ علاوه بر این، بازی با مکان‌های خیره کننده برای گشت و گذار و همچنین راز و رمز‌های بسیار پنهان شده در این مکان‌ها، به شدت غنی است. لذت فراوانی در تجربه بازی Legacy Of Kain: Soul Reaver وجود داشت و شگفت انگیز خواهد بود اگر بتوانیم این عنوان را با بافت‌های جدید، نورپردازی پیشرفته، افکت‌های نوین و مکانیک‌های گیم‌پلی به‌روز شده، یک بار دیگر تجربه نماییم. ۱۵ سال از زمانی که یک بازی Legacy Of Kain دیده‌ایم گذشته است اما به قطع می‌توانیم بگوییم که هنوز عنوانی مانند Legacy Of Kain ساخته نشده است. ساخت یک نسخه‌ بازسازی شده از Soul Reaver می‌تواند فوق‌العاده باشد!

Persona 2: Eternal Punishment

به لطف نسخه‌ آخر سری بازی‌های Persona، یعنی Persona 5، بسیاری از بازی‌بازان غربی نیز با آن ارتباط برقرار کرده و حتی عاشق آن شدند. همین موضوع باعث می‌شود فرصتی طلایی برای نسخه‌های پیشین سری به وجود بیاید و سازندگان می‌توانند نگاهی دوباره به عناوین کلاسیک سری داشته باشند. سری Persona به مانند جادویی فوق‌العاده و دوست داشتنی است که قلب هر بازی‌باز را به دست می‌آورد. بازی Persona 2: Eternal Punishment که برای کنسول پلی‌استیشن ۱ منتشر شده بود نیز همین عشق را در خود دارد و شاید به مانند شماره آخر به فعالیت‌های جانبی و جالب چند دانش آموز دبیرستانی کاری نداشته باشد اما همچنان همان فضای تاریک تخیلی و عناصر فانتزی مشابه را دارد و گویی همه چیز درون قلب انسان‌ها جریان پیدا می‌کند.

جالب است بدانید که «یک بازی» نتوانسته تا عظمت و بزرگی Persona 2 را در خود جای دهد و سازندگان مجبور شدند تا دو فصل از آن تهیه کنند؛ این دو فصل، Innocent Sin و Eternal Punishment نام داشتند و به عنوان فصل هایی جدا در دسترس بازی‌بازان قرار گرفتند. Eternal Punishment، بازی‌باز را در نقش Maya Amano قرار می‌داد؛ شخصیت همراه در Innocent Sin که در این فصل از بازی به شخصیت اصلی تبدیل شده بود. او یک نویسنده مجله است که برروی داستان شیطان در دنیای مدرن (که قصد دارد دنیای پر از گناه را از هستی پاک کند) تحقیق می‌کند. شما در نقش این شخصیت و به همراهی دوستان پرسونای خود قصد دارید تا از اجرای نقشه‌های شرور این شیطان جلوگیری کنید. لحن داستان و چینش و طراحی مراحل بازی Persona 2: Eternal Punishment، بسیار شبیه به سری Shin Megami Tensei بود و به نسخه‌های نوینِ Persona شباهتی نداشت.

فصل Innocent Sin هم‌اکنون یک نسخه بازسازی شده دارد و در سال ۲۰۱۱ برای کنسول دستی PSP عرضه شد. فصل Eternal Punishment نیز به همین صورت دوباره در ژاپن عرضه شد تا مکانیک‌های بهبود یافته‌ای داشته باشد و همچنین از نظر بصری پیشرفت کند اما این عنوان هیچگاه برای مناطق غربی، بومی سازی نشد. هم‌اکنون، بازی Persona 2: Eternal Punishment برروی کنسول‌های پلی‌استیشن ۳، پلی‌استیشن ویتا و PSP قابل بازی است اما یک بازی دست نخورده با طول عمر ۱۸ ساله قطعا نمی‌تواند بازی‌بازان امروزی را راضی کند. سری Persona چه در ژاپن و مناطق غربی و چه در کشور خودمان، ایران، طرفداران بسیاری دارد و شرکت Atlus می‌تواند با بازسازی کردن کامل نسخه‌های کلاسیک، به ویژه Persona 2: Eternal Punishment، این طرفداران را خوشحال نماید.

Parasite Eve

بازی Parasite Eve به عنوان یک دنباله از کتاب رمانی با همین نام، به نویسندگی Hideaki Sena منتشر شد اما نخستین شماره از این سری دوست داشتنی، به یک بازی منحصر به فرد و خاص تبدیل شد. شرکت Squaresoft (نام قدیم اسکوئر اینکس) که تا آن زمان عنوانی با درجه سنی M (مثبت ۱۷ سال) نساخته بود، بازی Parasite Eve را راهی بازار کرد و البته کسی از خشونت و صحنه‌های بزرگ سالانه درون بازی ایراد نگرفت. سکانس افتتاحیه بازی که جمعی را درون آتش در حال سوختن نشان می‌داد، قطعا در آن زمان برای بازی‌بازان کم سن و سال تر وحشتناک بود. پس از خاموش شدن آتش، همه جان باخته بودند و تنها دو نفر زنده ماندند؛ Aya Brea که یک مامور پلیس لوس آنجلس بود و دیگری performer که به یک هیولای ماورایی تبدیل شد و هیجان غیر عادی بازی را آغاز کرد. در همین نقطه است که بازی‌باز وارد گیم‌پلی منحصر به فرد و اکشن نقش آفرینی نوبتی بازی می‌شود.

Aya برای نابود کردن موجودات عجیب و شیطانی، از اسلحه های کلاسیک و سنتی استفاده می‌کند و شما می‌توانید او را از یک زاویه ازومتریک کنترل کنید. مبارزات در بازی Parasite Eve به صورت نوبتی بوده و قابلیت‌ها و جادو‌های بهشتی بسیاری برای استفاده و ترکیب در دسترس شما قرار می‌گرفت. بازی Parasite Eve را این گونه تصور کنید که Resident Evil با Final Fantasy ترکیب شود (البته نسخه‌های کلاسیک این سری‌ها). دنیای Parasite Eve که تاریک و پر از ناامیدی بود، یک نسخه الگو گرفته شده از شهر نیویورک معرفی شد و حس خوبی به بازی‌بازان می‌داد. اما جدای از همه این مسائل، گیم‌پلی نقش آفرینی و ترکیبی این عنوان، باعث می‌شد نتوانیم از آن دل بکنیم. کسانی که بازی را تا مرحله ۷۷ پیش برده و حتی باس مخفی آن را دیده باشند، دقیقا درک می‌کنند که چه درباره چه چیزی حرف می‌زنیم. تجربه نسخه بازسازی شده‌ی بازی Parasite Eve می‌تواند سبب خشنودی خیلی‌ها شود!

Xenogears

فهرست عناوین نقش آفرینی ژاپنی (JRPG) برروی کنسول پلی‌استیشن ۱، سر به فلک می‌کشید! اما قطعا همه آن‌ها عناوین خوب و ممتازی نبودند و در بین این عناوین، بازی Xenogears در آن بالاهای فهرست قرار می‌گرفت. بازی Xenogears که در اصل برنامه ریزی شده بود تا به عنوان دنباله بازی Chrono Trigger منتشر شود، به تصمیم کارگردان، آقای تتسویا تاکاهاشی (Tetsuya Takahashi) وارد مسیر جدیدی شد و نه تنها داستان آن به سمت و سوی تخیلی و مکانیکی شدن پیش رفت، بلکه گیم‌پلی و سیستم مبارزات بازی نیز دستخوش تغییراتی شهد و بسیار فعال تر به مخاطب معرفی شد. بازی Xenogears شامل ویژگی Active Time Battle بود که ریتم و ضرب آهنگ سریع و فعالی به سبک مبارزات نوبتی می‌داد و همچنین چند ضرب‌ها و قابلیت‌های قهرمانان بازی را به صورت متحد شده اجرا می‌کرد. همین سیستم مبارزات فوق‌العاده بازی باعث شده تا بسیاری از بازی‌بازان به Xenogears لقب پویا ترین نقش آفرینی آن دوران را بدهند.

در کنار گیم‌پلی غنی و پویای بازی،  Xenogears یادداشت‌های داستانی سنگین و فلسفی زیادی در خود داشت که باعث عمیق شدن داستان می‌شد. در طول این داستان «به ظاهر» فلسفی، قهرمانان بازی با یکدیگر همکاری می‌کردند تا یک ماشین ابزار جنگی بسیار قدرتمند، به نام Deus را که قصد نابود کردن تمام نسل بشر را داشت از بین ببرند. اشاره‌های مذهبی و همچنین مسائل فلسفی درون بازی، باعث شده بود تا سازندگان برای بومی سازی Xenogears برای غرب با مشکلاتی مواجه شوند. خوشبختانه نسخه بومی سازی شده و غربی بازی سرانجام عرضه شد اما به طور کلی این نسخه از بازی کامل نبود و این نکته در جای جای بازی احساس می‌شد. دیسک دوم بازی با هدف تعریف بیشتر داستان اصلی منتشر شده بود و یک نوع حس شتابزدگی در تمام آن حس می‌شد تا پتانسیل واقعی این داستان معرکه هیچگاه برای بازی‌بازان غربی آشکار نشود که التبه از مشکلات نسخه بومی سازی شده برای غرب بود.

با تمام توضیحاتی که داده شد، فکر می‌کنم شما نیز با من هم عقیده باشید که بازی Xenogears کاملا لایق یک نسخه بازسازی شده است. لذت بازی کردن Xenogears که یکی از بهترین نقش آفرینی‌های آن دوره است، برروی کنسول‌های جدید امروزی به صورت کاملا بازسازی شده شاید وصف ناشدنی باشد و این بازی ۲۰ ساله سرانجام بتواند یک نسخه غربی بی عیب و نقص را دریافت کند.

Metal Gear Solid

آینده سری Metal Gear Solid پس از جدایی هیدئو کوجیما و شرکت کونامی (Konami) کاملا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. هم‌اکنون ساخت یک نسخه جدید از سری Metal Gear Solid برای کونامی به مانند آن است که تیری را در تاریکی شلیک کند و قطعا پس از دیدن نسخه ضعیفی مانند Metal Gar Survive که بازخورد‌های بسیار بدی را از سوی طرفداران و بازی‌بازان دریافت کرد، وضعیت برای کونامی حتی بدتر از قبل هم می‌شود. اولین و مهم‌ترین چیزی که شرکت کونامی نیاز دارد، این است که باز هم اعتماد طرفداران و بازی بازان را به دست آورد و کاملا به حرف آن‌ها گوش فرا دهد. هم‌اکنون بهترین اقدامی که می‌توان در این راستا انجام داد، عرضه یک نسخه‌ کاملا بازسازی شده از نسخه اول این سری، یعنی بازی Metal Gear Solid است.

شاید عرضه نسخه بازسازی شده‌ی Metal Gear Solid باز هم برای طرفداران به مانند قرص بد مزه‌ای باشد که قابل قورت دادن نیست اما حداقل به کونامی ثبات کمی می‌دهد و زمانی به دست می‌آید تا این شرکت بتواند مسیر آینده فرانچایزی بزرگ مانند Metal Gear Solid را روی کاغذ ترسیم کنید. شاید همه ما پس از دیدن نسخه بازسازی شده‌ فوق‌العاده و بی نقص بازی Shadow of the Colossus، دوست داریم تا کونامی هم به همین شکل نسخه اول و کلاسیک Metal Gear Solid را برای کنسول‌های جدید بازسازی کند؛ این بدان معنی است که بازی کاملا به گیم‌پلی و حال و هوای نسخه کلاسیک وفادار باشد اما در این بین، تغییرات و بهبود‌های ریز و موثری را بر پیکر بازی کلاسیک به وجود بیاورد. با وجود این که کونامی هم‌اکنون در میان بازی‌بازان یک نام منفور و غیر قابل تحمل است، اما باز هم نمی‌شود از تاریخی که هیدئو کوجیما با سری ماندگار Metal Gear Solid ساخت، چشم پوشی کنیم و فرصت تجربه یک نسخه کاملا بازسازی شده از یکی از بهترین عناوین کلاسیک محبوبمان را از دست بدهیم.

البته شاید بسیاری از بازی‌بازان به بازسازی‌های HD مختلف نسخه‌های کلاسیک برروی کنسول‌های نسل هفت یا حتی کنسول دستی پلی‌استیشن ویتا اشاره کنند اما با توجه به توضیحات داده شده، همه ما می‌دانیم که منظورمان از بازسازی، یک «ریمیک» به تمام عیار است و زمانی که اولین Metal Gear Solid را با موتور Fox Engine مشاهده کردیم، می‌توانیم کمی از اشتباهات و گناهان کونامی را نادیده بگیریم.

با این که ما بازی‌بازان هیچگاه نباید سازندگان و توسعه دهندگان را به ساخت عناوین بازسازی شده و نگاه به گذشته تشویق کنیم، اما واقعا مگر می‌شود از این همه خاطره‌ای که عناوین کنسول خاطره انگیزی مانند پلی‌استیشن ۱ برایمان ساخت، غافل شویم و آن‌ها را فراموش کنیم. عناوین قدیمی و کلاسیک اگر «درست و حسابی» بازسازی شوند، قطعا هیچکس در دنیا نیست که نخواهد آن‌ها را تجربه کند.

امیدوارم از این مقاله و عناوین انتخاب شده خوشتان آمده باشد. حتما در بخش نظرات، بازی‌های کلاسیک منتخب پلی‌استیشن ۱ را که از زیر رادار ما فرار کرده‌اند، یادداشت کنید.




برچسب ها :



comment شما اولین دیدگاه را بنویسید!


برای ثبت دیدگاه باید ابتدا وارد شوید