بهترین بازی‌های JRPG برای پلتفرم رایانه‌های شخصی

بازی‌های نقش آفرینی ژاپنی (بازی‌های JRPG)، عناوین دوست داشتنی و ماندگاری هستند که می‌توان ساعت‌ها پای آن‌ها سرگرم بود و درس‌های بزرگی یاد گرفت. با این که از زمان قدیم عادت داشتیم تا بازی‌هایی با این سبک را روی کنسول‌های سونی و نینتندو تجربه کنیم، اما این روزها بازی‌بازان پلتفرم رایانه‌های شخصی نیز می‌توانند به راحتی بسیاری از بازی‌‌های JRPG را نیز تجربه نمایند و لذت ببرند. در این مقاله قصد داریم تا بهترین بازی‌های نقش آفرینی ژاپنی را برای پلتفرم رایانه‌های شخصی معرفی کنیم. با وی‌ جی سی پرو در ادامه این مطلب همراه باشید.

همان طور که در مقدمه اشاره شد، تا همین چند سال پیش اگر از تجربه بازی‌های JRPG یا نقش‌آفرینی ژاپنی برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی صحبت می‌کردید، موجب تعجب همگان می‌شد اما این سبک در حال فراگیر شدن است و هم‌اکنون فهرست بلند و بالایی از عناوین این چنینی در اختیار بازی‌بازان رایانه‌های شخصی قرار دارد. بسیاری از شما می‌دانید که شاید سبک JRPG مورد پسند تمام افراد و بازی‌بازان نباشد و معمولا افراد خاص یا بازی‌بازان اهل ژاپن به تجربه آن‌ها می‌پردازند؛ همین موضوع باعث شده تا این عناوین جایگاه خود را روی کنسول‌های سونی و نینتندو پیدا کنند و از گذشته به همین خصوصیت معروف باشند. با این که بازی‌های JRPG برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی سابقه و تاریخچه قابل احترام و قابل توجهی دارند اما اگر در هر دوره و زمانه‌ای از یک کاربر رایانه‌ شخصی در مورد عناوین نقش آفرینی ژاپنی بپرسید، پاسخ ناامید کننده‌ای به شما می‌دهند.

امروزه، ما می‌توانیم عناوین فوق‌العاده‌ و بلاک باستری مانند Final Fantasy را با پشتیبانی کامل روی رایانه شخصی خود تجربه کرده و لذت ببریم؛ اتفاقی که شاید در ۱۰ سال گذشته شبیه به یک جوک به نظر می‌رسید. حال، در این مقاله سعی کرده‌ایم تا بهترین عناوین JRPG روی پلتفرم رایانه‌های شخصی را انتخاب کنیم و توضیحاتی در مورد آن‌ها به شما بدهیم. توجه داشته باشید که علاوه بر خوب بودن کلی عناوین مورد نظر، پورت این عناوین روی رایانه‌ شخصی نیز موضوعی مهم و قابل توجه در نظر گرفته شده است بنابراین انتظار نداشته باشید تا Final Fantasy 6 بزرگ و فوق‌العاده را با پورت به شدت ضعیف آن برای PC، در این مقاله مشاهده کنید. همچنین توجه داشته باشید که بازی‌هایی که با شبیه ساز یا همان امولاتور (حتی به درستی) روی پلتفرم مورد نظر ما اجرا می‌شوند نیز در فهرست ما جایی ندارند (مانند Phantasy Star 4 و Shining Force از عناوین شرکت سگا). این شما و این هم بهترین بازی‌های JRPG برای پلتفرم رایانه‌های شخصی:

*تذکر: این مقاله به وسیله وب‌سایت PC Gamer تهیه شده است و هر نویسنده سعی کرده تا نظر خود را در رابطه با بازی مربوطه بدهد.
Final Fantasy 12 The Zodiac Age
توسعه دهنده: Square Enix

Tom S: به نظر من، این بهترین نسخه از سری Final Fantasy است. منظورتان چیست که شخصیت Vaan یک پسر بچه ساده و فقیر و جیره گیر است و طرح کلی داستان با عقل جور در نمی‌آید؟ آیا شخصیت Tidus از بازی Final Fantasy 10 را ملاقات کرده‌اید؟ در هر حال، من هیچگاه برای طرح داستانی درگیر و جذب سری Final Fantasy نشده‌ام و بیشتر برروی چشم انداز و نمایش بازی تمرکز می‌کنم؛ با این تفاسیر، من عاشق دنیای Final Fantasy 12 و گروه عجیبی بودم که قهرمانان داستان آن را تشکیل می‌دادند. این‌ دلیلی بود که من تا حد بسیار زیادی درگیر Final Fantasy 12 شده بودم و سیستم قمار کردن در این بازی؛ اوه پسر، زیبا است!

من از عناوین نقش‌‌آفرینی خاصی را دوست دارم که در آن‌ها شخصیت اصلی به هر چیزی که شما می‌خواهید، تبدیل می‌شود. من می‌توانم به شخصیت Vaan یک greatsword بدهم و او را همیشه در خط مقدم مبارزات جذاب بازی مشاهده کنم. من می‌توانم گروهی را با دستور‌ها و فرمان‌های مختلف بسازم. با این که این‌ها به نظر احمقانه‌ می‌رسد، اما منظور من این است که من آزاد هستم تا هر تصمیمی بگیرم و درگیر مشکلات خود باشم یا برعکس، بتوانم نتایج حیرت انگیزی را به دست آورم. امکان سریع کردن بازی در نسخه بازسازی شده، یعنی Final Fantasy 12 The Zodiac Age نیز یک موهبت محسوب می‌شود؛ با تجربه این نسخه بازسازی شده امیدوار هستم تا عناوین JRPG دیگری این قابلیت را در خود جای دهند تا هر چه سریعتر به قسمت‌های خوب بازی برسیم. این مورد شامل سریع رد شدن از صحرایی پر خطر و پر از تی‌رکس نیز می‌شود!

«بخش ارتقا و شخصی سازی بازی آن قدر سرگرم کننده و فوق‌العاده بود که هیچ کجا شبیه آن پیدا نکرده‌ام»

Wes: به حرف افراد عادی که می‌گویند Final Fantasy 12 «خودش را بازی‌ می‌کند»، گوش ندهید. سیستم مبارزات بازی آن قدر دست شما را باز می‌گذارد و آن قدر قابل شخصی سازی است که به شما اجازه می‌دهد تا حتی در لحظات حساس و حیاتی، کنترل کاملی را روی افراد گروه خود داشته باشید و با فرمان‌های بسیار دقیق هوش مصنوعی، دست و پنجه نرم کنید. در هنگام مبارزات بازی، هوش مصنوعی کاملا شما را غافلگیر (و راضی) می‌کند؛ به این شکل که در هر زمان که نیاز است، کار خاصی را انجام می‌دهند. به عنوان مثال زمانی که MP پخش می‌کنند، کاملا محاسبه شده و به موقع است یا در لبِ مرز مردن، HP شما را با معجون‌ها پر می‌کنند. در این موقع است که فکر می‌کنیم در حال بازی کردن یک عنوان استراتژی هستیم؛ یک استراتژی که برروی مبارزات JRPG قرار گرفته است و یکی از دلایلی است که می‌توان گفت Final Fantasy 12 بی نظیر است.

یک مورد دیگر نیز برای اشاره کردن وجود دارد و آن بومی سازی بازی به وسیله Alexander O. Smith و Joseph Reeder است که به شخصیت‌های بازی Final Fantasy 12 عمق بسیاری داده است و باعث شده تا دیالوگ‌ها خیلی بهتر و عمیق تر از عناوین معمولی نقش آفرینی ژاپنی باشند. قطعا انتخاب صداگذاران بریتانیایی به جای بازیگران آمریکایی، به داستان بازی ارزش بیشتری می‌دهد.

Jody: در مورد مبارزات بازی، Wes به خوبی نوشت. بخش ارتقا و شخصی سازی بازی آن قدر سرگرم کننده و فوق‌العاده بود که هیچ کجا شبیه آن پیدا نکرده‌ام. خیلی جالب است که مهارت‌هایی را از یک صفحه‌ی بسیار بزرگ انتخاب کنید که به مانند تار به یکدیگر بسته‌ شده‌اند و آزاد کردن هر کدام، باعث آزاد شدن قابلیت‌های مشابه در کنار آن می‌شدند. در این مورد جالب است بدانید که تجربه Final Fantasy باعث شد تا تجربه عنوان بزرگی مانند Dragon Age: Origins برای من خراب شود یا بازی مشابه، Path of Exile برای من جذابیت خاصی نداشته باشد. نکته حرف من دقیقا همین جا است که «اساسا اگر می‌خواهید از عناوین مشابه دیگر لذت ببرید، Final Fantasy 12 را تجربه نکنید» چرا که سطح توقع شما به شدت بالا می‌رود و عناوین «بزرگ»، دیگر برایتان بزرگ نیستند.

در طرف دیگر، طرح کلی داستان بازی حرف زیادی برای گرفتن نداشت. سازندگان سعی کرده بودند تا از طرح داستانی Star Wars الگو بگیرند اما همه چیز به خوبی از کار درنیامده بود. با این حال، هیچگاه داستان در این سری بازی برای من مهم نبوده است و نظر شخصی‌ام این است که «اگر می‌خواهی دزدی کنی، از چیز‌های خوب بدزد». این جمله را از خودم درآوردم!

Nier: Automata
توسعه دهنده: Platinum Games

Wes: در فضای سای فای (sci-fi)، دو نوع روبات وجود دارند، یک نوع روباتِ مشتاق و جنگجو و یک نوع روبات ناراحت و غمگین. خیلی نادر است که بتوانیم در یک عنوان، دو نوع مختلف این روبات‌ها را با هم مشاهده کنیم و در آخر ، از آن نادر تر این است که از رابطه‌ احساسی بین این دو، بتوان داستان را با قدرت به جلو پیش برد؛ داستانی که در عین فلسفی بودن، بسیار عجیب است. Nier: Automata یک بازی تراژدیک و تاثیر گذار است که به شکل عجیبی در این مدیوم جای گرفته است. با سیستم اکشن و مبارزات بازی Nier: Automata، خیلی از مواقع فکر می‌کنیم که این عنوان یک نقش آفرینی نیست، بلکه یک اکشن Hack n Slash عمیق به حساب می‌آید. Nier: Automata در زمینه داستانی عالی عمل کرده و به شما اجازه می‌دهد طرح کلی داستان را از چند جهت و چند پرسپکتیو دنبال کنید. این بازی همچنین با پایان‌های مختلف بسیار زیاد خود، بازی‌باز را ساعت‌ها و ساعت‌ها دنبال خود می‌کشاند. استودیوی پلاتینوم گیمز (Platinum Games) نیز در هنگام ساخت بازی، فرم خوبی داشته است و سیستم مبارزات بی نظیری برای بازی تهیه کرده که به شدت عمیق و سریع است. البته مبارزات بازی، پیچیدگی‌های عنوانی مانند Bayonetta را ندارد (که طبیعی است) اما آن قدر چند ضرب، ارتقا و قابلیت وجود دارد که یک طرفدار سبک نقش آفرینی به شکل شگفت انگیزی راضی شود.

«خیلی از مواقع فکر می‌کنیم که این عنوان یک نقش آفرینی نیست، بلکه یک اکشن Hack n Slash عمیق به حساب می‌آید»

Andy K: جو و اتمسفر بازی Nier: Automata آن قدر متفاوت و غیر معمول است که به سختی می‌توان عنوانی شبیه آن را پیدا کرد. در این بازی شاهد این هستیم که سای فای و ملودرام به زیبایی هر چه تمام تر در هم ترکیب شده‌اند و این دو عنصر با یکدیگر، تضاد یا کنتراست فوق‌العاده‌ای را با مبارزات هیجان انگیز و سریع بازی به وجود آورده‌اند. سیستم مبارزات بازی شاید آن عمق و پیچیدگی عناوین دیگر استودیوی پلاتینوم گیمز را نداشته باشد اما قطعا زیبا، درگیر کننده و بسیار متنوع است. در این بازی سفر بی یادماندنی و فراموش نشدنی را از صحراهای سوزان و شهرهای خراب شده تا پارک‌های تفریحی رها شده و روستا‌های زیبا تجربه خواهید کرد؛ می‌توان در بازی زندگی کرد.

*نکته: با این که پورت نسخه رایانه‌های شخصی بازی Nier: Automata خوب و قابل فبول است، اما همچنان یک سری مشکلاتی وجود دارد که می‌توان با ابزار ساخته طرفداران، FAR Tool آن‌ها را رفع کرد.

Final Fantasy 9
توسعه دهنده: Square Enix

Wes: تا به حال هیچ بازی JRPG دیگری را ندیده بودم که طرح کلی آن این قدر دلربا، فریب دهنده و با پرداخت بی نظیر شخصیت‌ها باشد. Final Fantasy 9 که به نوعی آواز خداحافظی سری با کنسول خاطره انگیز پلی‌استیشن ۱ نیز محسوب می‌شد، طراحی شده بود تا بازی‌بازان را به دوران اولیه Final Fantasy ببرد. بازی Final Fantasy 9 حدود ۱۸ سال است که از زمان ساخت آن می‌گذرد اما در همین دوره و زمانه امروزی نیز چنان صحنه‌های تاثیر گذار و بخش‌های فکاهی و خنده داری دارد که نمی‌توان به راحتی از آن‌ها گذشت. برای مثال، Zidane، پروتاگونیست بازی، حس تازه‌ای به بازی‌باز می‌دهد و اصلا شبیه به قهرمان بازی‌های JRPG دیگر طراحی نشده است. او یک شخصیت بازیگوش است و حس مثبت گرایی بسیار زیادی دارد اما با این حال، صحنه‌های تاریک‌ تری که در بازی وجود دارد، وجوه جدیدی از شخصیت پردازی او را نشان می‌دهد. مانند بسیاری از عناوین JRPG، بازی Final Fantasy 9 نیز در اواخر داستان (و بازی) کمی به هم ریخته و آشوب زده به نظر می‌رسد و باسِ آخر بازی این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد اما Final Fantasy 9 در شرایطی نادر قرار دارد که این مسائل در واقع هیچ اهمیتی پیدا نمی‌کنند. این بازی واقعا در مورد سفر کردن و ماجراجویی است؛ هر گوشه و کناری از دنیای زیبای بازی قابل کشف شدن است و مطمئن هستیم که در انتها، همیشه یک پاداش بزرگ به ما داده می‌شود.

«تا به حال هیچ بازی JRPG دیگری را ندیده بودم که طرح کلی آن این قدر دلربا، فریب دهنده و با پرداخت بی نظیر شخصیت‌ها باشد»

نسخه رایانه‌های شخصی بازی Final Fantasy 9 دست کمی از Final Fantasy 12 ندارد. این بازی با فناوری‌های گرافیکی زمان پلی‌استیشن ۱ رندر شده است و قطعا تجربه آن روی صفحه نمایشی بزرگ و عریض، باعث می‌شود تقریبا هیچ چیزی از بازی را نبینید. اما در نیمه پر لیوان، می‌توان گفت که Final Fantasy 9 روی همه سیستم‌ها، حتی روی لپتاپ‌هایی با کارت‌های گرافیک مجتمع (integrated graphics) به خوبی اجرا می‌شود و مدل شخصیت‌ها با آرتِ اریجینال بازی بسیار زیبا و شارپ به نظر می‌رسند. چند مورد و ویژگی‌ دیگر نیز باعث وجود دارند تا تجربه Final Fantasy 9 را بهتر کنند؛ یک رابط کاربری ساده و راحت که می‌توان با‌ آن NPCهای تصادفی را به چالش کارت بازی دعوت کرد، قابلیت تند کردن روند گیم‌پلی و کدهای تقلب برای رد کردن بسیاری از مبارزات سخت بازی، گرفتن پول بی‌نهایت و… این عناصر می‌توانند شما را در تمرکز بیشتر روی داستان کمک کنند. از آن جایی که Final Fantasy 9 عنوانی بود که در آخرِ نسل پلی‌استیشن ۱ عرضه شد، از تمام قدرت پردازشی این کنسول کلاسیک بهره می‌گرفت و همین موضوع باعث می‌شد در برخی از نقاط بازی (مخصوصا در مبارزات) بازی به شدت کند شود. حال، در نسخه رایانه‌های شخصی خبری از افت فریم و مشکل فنی نیست.

Valkyria Chronicles
توسعه دهنده: Sega

Austin: به عنوان یک بازی استراتژی، Valkyria Chronicles اصلا به اندازه عناوین هم سبکِ دیگری مانند XCOM، پیچیده و چالش برانگیز نیست و من فکر می‌کنم که سازندگان از روی عمد این کار را انجام داده‌اند. گیم‌پلی این بازی تنها تا حدی عمیق است که بتواند قلاب خود را در درون شما محکم کند اما تا جایی پیش نمی‌رود که حواستان از داستان پرت شود یا تمرکز خود را از روی شخصیت‌های بازی بردارید؛ داستانی که فوق‌العاده به‌یاد ماندنی و تاثیر گذار است. در حالی که بسیاری از عناوین استراتژی سعی می‌کنند با آمار و ارقام و HUDهای شلوغ و پر رفت و آمد، بازی‌باز را درون گیم‌پلی و پیچیدگی‌های مربوط به آن غرق کنند، Valkyria Chronicles همه چیز را شخصی و کوچک نگه می‌داد و از گروهی که دورِ هم جمع شده‌اند، برای تعریف کردن داستانی بزرگ استفاده می‌کند؛ داستانی که در آن یک کشور کوچک در جریان نبردی بزرگ گرفتار شده و سعی می‌کند تا بقا یابد. در کنار چنین داستان جذاب و پر کششی، گیم‌پلی سرگرم کننده و خوب بازی وارد عمل می‌شود که قسمتی از آن استراتژی بالا به پایین و قسمت دیگر آن، شوتر سوم شخص است و شما را به خوبی به درون مبارزه و اتمسفر بازی می‌کشد. تجربه این بازی برروی کنسول پلی‌استیشن ۳ عالی بود اما پورت رایانه‌های شخصی Valkyria Chronicles واقعا باشکوه و مانند آوازی خوش آهنگ بود.

«تجربه این بازی برروی کنسول پلی‌استیشن ۳ عالی بود اما پورت رایانه‌های شخصی Valkyria Chronicles واقعا باشکوه و مانند آوازی خوش آهنگ بود.»

Tales of Berseria
توسعه دهنده: Bandai Namco

Austin: هنوز که هنوز است، بازی‌های قصه گوی هر چند کمی برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی موجود هستند و در این بین، یک پورت بسیار خوب از بازی Berseria وجود دارد؛ بهترین نسخه سری Tales در دهه اخیر. در سری و فرانچایزی که داستان‌های آن سراسر رنگارنگ و روشن هستند، این نسخه از بازی جرئت کرده و پس زمینه تاریکی را به شکل غیر متعارف و متفاوت از دیگر بازی‌های JRPG به خود ضمیمه کرده است. پروتاگونیست بازی که به دنبال انتقام و شکار است، در دامِ درام و اتفاقات جالبی گیر می‌افتد و به داستان بازی پیچ و تاب می‌دهد. داستان بازی Tales of Berseria تنها بهانه‌ای برای ادامه دادن بازی و عنصری معمولی از یک عنوان نیست بلکه یک قدم رو به جلوی بسیار بزرگ برای سری Tales محسوب می‌شود.

با این حال، مبارزات در بازی Tales of Berseria به نوعی، یک برگ برنده به حساب می‌آید و کامل کننده داستان زیبای آن هستند. به مانند نسخه‌های قبلی سری Tales، مبارزات در بازی Tales of Berseria نیز سریع و بسیار انعطاف پذیر هستند اما یکی از نکات مثبت در مورد مبارزات، ساده سازی روند ارتقا و استفاده از امتیاز های تجربه و مهارت است به طوری که سرگرم کنندگی بازی را از بین نمی‌برد و همه چیز در موازات هم انجام می‌شود. البته همچنان می‌توان چند ضرب‌ها و حرکات پیچیده‌ای را اجرا کرد و برنامه ریزی حملات ویژه را ترتیب داد اما به لطف درخت مهارت‌های فوق‌العاده بازی و همچنین سیستم تغییر شخصیت پویا و پیوسته، همه چیز قابل درک و روشن شده است.

«داستان بازی Tales of Berseria تنها بهانه‌ای برای ادامه دادن بازی و عنصری معمولی از یک عنوان نیست بلکه یک قدم رو به جلوی بسیار بزرگ برای سری Tales محسوب می‌شود.»

Disgaea 2 PC
توسعه دهنده: Nippon Ichi Software

Austin: سری Disgaea یک سری ژاپنی فوق العاده است که به نظر می‌رسد با گذشت زمان و نسل‌ها، بهتر و بهتر می‌شود و می‌توان آن را هم‌اکنون از معدود عناوین شگفت انگیز تاکتیکی در دنیای بازی های JRPG دانست. سری Disgaea یکی از همان سری‌هایی است که به طور ثابت قدم و دائم، خوب است و قطعا اگر از طرفداران این سبک باشید، همیشه دوست دارید تا آخرین نسخه از آن را بازی کنید. با این که دو نسخه Disgaea 5 و Disgaea D2 عرضه شده‌اند اما بازی‌بازان رایانه‌های شخصی در بهترین حالت ممکن می‌توانند Disgaea 2 قدیمی و خوب را تجربه نمایند. البته این موضوع خیلی‌ هم بد نیست و مانند آن است که به شما بگویند به جای ۷۰ میلیلون دلار، ۶۰ میلیون دلار دریافت خواهید کرد.

Disgaea 2 به مانند یک گنجینه ارزشمند است؛ عنوانی که در آن می‌توان هشت شخصیت را انتخاب کرد و با آن‌ها کارهایی را انجام داد که شگفتی آفرین هستند (مانند گرفتن دمیج ۱۰ میلیونی در یک آن). در کنار این، بازی Disgaea 2 مبارزات نوبتی عالی، تعداد زیادی شخصیت قابل شخصی سازی و دانجن‌هایی با آیتم‌های بی نهایت دارد که باعث می‌شود در عین ساده بودن، بسیار پیچیده و عمیق باشد و صد ها ساعت بازی‌باز را در پای خود بنشاند. در Disgaea 2 عناصر طنز و استراتژی نسخه‌های کلاسیک سری وجود دارد و فهرست بلند و بالایی از عناصر دیگر به آن اضافه شده است. در آخر می‌توانیم بگوییم که خوشبختانه Disgaea 2 پورت رایانه‌های شخصی خوبی دارد؛ خیلی بهتر از پورت Disgaea!

«Disgaea 2 به مانند یک گنجینه ارزشمند است»

Barkley: Shut Up and Jam Gaiden
توسعه دهنده: Tales of Game’s Studios

James: برخی مواقع تعجب می‌کنم که چرا بازی Barkley: Shut Up and Jam Gaiden تنها یک جوک خنده دار نیست؟ اما زمانی که به صورت عمیق به آن نگاه می‌کنید و این بازی با عناوین JRPG کنسول کلاسیک SNES مقایسه می‌شود، متوجه می‌شوید که جزئیات دنیا و پیچیدگی‌های مبارزات و ملودرام داستان، تماما شبیه دیگر عناوین آن دوره است. Barkley: Shut Up and Jam Gaiden ساخته شده تا مخاطب را بخنداند اما با این حال، هیچ چیز باعث نمی‌شود بگوییم چینش مراحل سایبرپانک  و غنی بازی به زیر سوال می‌رود. این دقیقا همان منظور من است: این بازی زمانی خلق شده که توسعه دهندگان، صفحه‌ی ویکی پدیای مایکل جوردن (Michael Jordan) را مطالعه کرده اند و سپس فیلم Space Jam را دیده‌اند. هنوز مشخص نیست که بازی، به دنیای Looney Toons اشاره دارد یا به زندگی Michael Jordan! همین موضوع باعث شده تا بازی‌بازان در Barkley: Shut Up and Jam Gaiden، یک بازیکن NBA و یک شهر نیویورکِ آخرالزمانی سایبر پانکی را مشاهده کنند.

داستان بازی Barkley: Shut Up and Jam Gaiden به مانند یک جوک شبیه است؛ دنیا در ترس و وحشت ورزش بسکتبال زندگی می‌کند؛ یک بازی که اخیرا به خاطر اشتباهات Barkley، یک ورزشگاه پر از طرفدار را کشته است. Barkely که حالا خونِ هزاران نفر را برروی دستان خود می‌بیند، یک زندگی شکنجه وار را پشت سر می‌گذارد و وقتی می‌شوند میلیون‌ها نفر باز هم در یک ورزشگاه کشته شده‌اند، دست به کار می‌شود تا راز این ماجرای کثیف را کشف کند و پرده از واقعیت بردارد. طرح کلی داستان به شدت احمقانه است اما تا زمانی که ساعت‌ها به تجربه Barkley: Shut Up and Jam Gaiden بنشینید، این موضوع اصلا اهمیتی ندارد.

Barkley: Shut Up and Jam Gaiden ساخته شده تا مخاطب را بخنداند اما با این حال، هیچ چیز باعث نمی‌شود بگوییم چینش مراحل سایبرپانک  و غنی بازی به زیر سوال می‌رود

South Park: The Stick of Truth
توسعه دهنده: Obsidian Entertainment

Andy K: کار یوبی‌سافت در دادن بازی South Park خود به استودیوی کاربلد آبسیدین (Obsidian) بسیار هوشمندانه بود. با تجربه عنوان فوق‌العاده ای مانند Pillars of Eternity، انتظارات از این استودیو به اوج رسیده بود و حتی اگر بازی جدید آن ها به اندازه نصف Pillars of Eternity خوب طراحی و ساخته می‌شد، تمام طرفداران راضی بودند. چیزی که در مورد بازی South Park: The Stick of Truth دوست داشتم، قابل اطمینان بودن آن، شناخته شدن به عنوان یک اپیزودِ قابل تعامل از سریال و البته نقش آفرینی فوق‌العاده آن بود. South Park: The Stick of Truth نسبت به دیگر عناوین استودیوی آبسیدین سر راست‌تر و ساده تر بود و همین موضوع باعث شد تا یک بازی بسیار عالی و خوش ساخت را مشاهده کنیم.

مبارزات بازی به شکل سنگین و شدیدی از سری محبوب Final Fantasy الگو گرفته بود و بازی‌بازان را مجبور می‌کرد تا از جادو‌های مختلف، معجون‌های رنگارنگ و احضار‌ها (summons) استفاده کنند. البته در South Park: The Stick of Truth شرایط به شکل متفاوتی پیش می‌رفت؛ به عنوان مثال به جای احضار کردن Bahamut، یک مسیح با اسلحه احضار می‌کنید یا به جای پرتاب کردن سم و معجون، کارهای کثیف و چندش آوری انجام می‌دهید تا دشمنان دچار حالت تهوع شوند. این سیستم مبارزات سرگرم کننده و فکاهی بازی یکی از عوامل بزرگ برتری آن بود. البته در کنار این عوامل، می‌توان به انیمیشن‌های بی نظیر‌، استایل هنری به‌جا و جوک‌ها و دیالوگ‌های خنده دار بازی نیز اشاره کرد.

«کار یوبی‌سافت در دادن بازی South Park خود به استودیوی کاربلد آبسیدین (Obsidian) بسیار هوشمندانه بود.»

Final Fantasy 10 / 10-2
توسعه دهنده: Square Enix

Sam: اولین نسخه Final Fantasy دارای صداگذاری بود و البته صداگذاری بسیار بد و ضعیفی نیز داشت؛ این مشکل همینطور ادامه پیدا کرد تا عناوین فوق‌العاده‌ای مانند Final Fantasy 10 / 10-2 توانستند به بهترین شکل آن را اصلاح کنند. موارد و عوامل بسیار زیادی وجود دارند که بتوان Final Fantasy 10 / 10-2 را عنوانی فوق‌العاده و به یادماندنی نامید و آن را با تمام وجود، دوست داشت. سیستم پیشرفت در بازی تنها به وسیله Sphere Grid صورت می‌گرفت که مانند یک بازی تخته‌ای بود و هر node، یک قابلیت جدید را برای شخصیت مورد نظر آزاد می‌کرد. پیشرفت دادن شخصیت‌ها در طول بازی و رسیدن به اواخر آن و دیدن امکانات شخصی سازی بی نهایت بازی، به شما اجازه می‌داد تا از یک پسر نوجوانِ بی دست و پا، یک جنگجوی پخته بسازید.

سیستم مبارزت Final Fantasy 10 به شکل نوبتی و کاملا کلاسیک بود اما خیلی سریع و تند به پایان می‌رسید و باعث می‌شد تا از پیشرفت نسبتا سریع شخصیت خود لذت ببرید. سیستم ساخت و ساز عمیق بازی و همچنین استفاده بسیار بهتر و بهینه تر از احضار‌ها در کنار چندین و چند عامل دیگر شما را به این فکر می‌اندازد که اوضاع چقدر در Final Fantasy 10 عالی و بدون توقف است. اسکوئر اینکس در بازی Final Fantasy 10 یک بازی ورزشی اختراع کند! این بازی ورزشی Blitzball نام داشت و دو تیم باید در آن یک توپ را در عمق آب به حرکت درآورده و وارد دروازه حریف کنند. این ورزش اختراع شده که به شکل یک مینی گیم درون بازی قرار گرفته بود، طرفداران زیادی نداشت اما بسیار خلاقانه و جالب به شمار می‌رفت. داستان بازی Final Fantasy 10 آن قدر جذاب و پرداخت شده است که شما را تا انتها با خود نگه می‌دارد. حتی پس از گذشت این همه سال، با تجربه نسخه کلاسیک یا بازسازی شده، خیلی راحت با بازی ارتباط برقرار می‌کنیم و در کنار شخصیت‌های دوست داشتنی بازی به زندگی می‌پردازیم؛ شخصیت‌هایی که آن قدر در طول راه شخصیت پردازی می‌‌شوند که مانند اعضای خانواده به آن‌ها وابسته خواهید شد. Final Fantasy 10 به شخصه برای من محشر است و هر چند سال یک بار، آن را تجربه می‌کنم!

«Final Fantasy 10 به شخصه برای من محشر است و هر چند سال یک بار، آن را تجربه می‌کنم!»

Final Fantasy 10-2 در طرف دیگر جو کاملا متفاوتی دارد. وقایع قسمت قبلی به اتمام رسیده و با از بین رفتن خطرات موجود، دنیا به جای خوش رنگ تر و بهتری تبدیل شده است. علاوه بر جو و داستان، مبارزات بازی نیز تغییراتی را به خود دیده و خیلی بیشتر برروی کار گروهی تمرکز دارد؛ جایی که شما می‌توانید در میان مبارزه، بین اعضای گروه، نقش‌ها  را عوض کنید. لحن داستان در Final Fantasy 10-2 بسیار سبک تر است و عناصر بسیار سرگرم کننده‌تری به بدنه بازی وصل شده که همین موضوع سبب می‌شود بسیاری از طرفداران FF 10، از Final Fantasy 10-2 زده شوند. با این حال، هیچ چیز از ارزش‌های بازی Final Fantasy 10-2 کم نمی‌شود و جزئت سازندگان برای تغییر دادن کلی دیدِ داستان در این نسخه نسبت به بازی قبل، ستودنی است.

Wes: به شخصه اهمیت زیادی به شخصیت‌های بازی مانند Tidus و Yuna و دیگر اعضای گروه نمی‌دادم اما عاشق سیستم مبارزات هر دو بازی بودم. Final Fantasy 10 عمق تاکتیکی بسیار خوبی داشت و ارتقاها و شخصی سازی‌های سرگرم کننده‌ آن باعث می‌شد تا نتوان از بازی گذشت. در طرف دیگر، Final Fantasy 10-2 متفاوت و حتی بهتر بود. این بازی سیستم مبارزات کلاسیک عنوان قبلی را با یک سری عناصر جدید ترکیب کرده بود و روند بسیار سریع و البته عمیقی را به وجود آورده بود. تعویض کارها و نقش‌ها بین اعضای گروه در حین مبارزات و همچنین همکاری برای گرفتن یک سری از مهارت‌ها، باعث شده بود تا Final Fantasy 10-2 به یک JRPG بی نظیر تبدیل شود. علاوه بر همه‌ این‌ها، هر دوی Final Fantasy 10 و ۱۰-۲ برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی به خوبی اجرا می‌شوند (برروی سیستم‌های خیلی قدیمی و حتی کارت‌های گرافیک مجتمع نیز اجرا شدنی است) و با یک مقدار دستکاری HD، خیلی هم خوب به نظر می‌رسند.

Recettear: An Item Shop’s Tale
توسعه دهنده: EasyGameStation

Lauren: سنت بازی‌های JRPG این است که بازی‌باز در نقش یک نوجوان یا جوان بی تجربه، به ماجراجویی می‌پردازد و سفری بزرگ و پر خطر را آغاز می‌کند اما در Recettear: An Item Shop’s Tale همه چیز متفاوت است. در این بازی، هدف بازی‌باز این نیست که با موجودات غول پیکر مبارزه کند و روشنایی را به دنیا بازگرداند بلکه دشمن شیطانی او در این بازی، پس دادن قرض‌های پدر غایب با مدیریت کردن فروشگاه آیتم او است. باورتان بشود یا نشود، هدف اصلی بازی‌باز در عنوان Recettear: An Item Shop’s Tale، مدیریت کردن یک فروشگاه آیتم است؛ به این معنی که با مشتری‌ها سر و کله بزنید، فروشگاه را مرتب کنید و برای پیدا کردن لوت‌های با ارزش، به درون دانجن‌هایی با طراحی تصادفی بپرید. در هر روز، بازی‌باز (یا Recette) باید زمان خود را مدیریت کرده و برای پس دادن قرض‌های آن ماه، تلاش و کار کنند. شخصیت Recette به طرز دوست داشتنی و زیبایی، ساده لوح است و سازندگان برروی این موضوع نیز تاکید دارند.

«باورتان بشود یا نشود، هدف اصلی بازی‌باز در عنوان Recettear: An Item Shop’s Tale، مدیریت کردن یک فروشگاه آیتم است»

بازی Recettear: An Item Shop’s Tale به اولین عنوان مستقل ژاپنی تبدیل شد که برروی استیم در دسترس قرار گرفت. این بازی با بومی سازی عجیب خود (تنها به وسیله دو نفر بومی سازی شده بود) توانست در سال ۲۰۱۰ راه خود را به استیم باز کند و اتفاقا با استقبال بسیار خوبی نیز مواجه شد. با این که سازندگان میزان انتظار خود برای فروش بازی در غرب را در حد حداقل در نظر گرفته بودند، اما بازی توانست دو برابر میزان انتظار در همان روزهای اول به فروش برساند و مورد توجه قرار بگیرد. گیم‌پلی و کل محتوای بازی Recettear: An Item Shop’s Tale، تنها یک روند تکراری است؛ هر روز فروشگاه را مدیریت کنید، آیتم بفروشید و برای پیدا کردن منابع به درون دانجن‌های تکراری بپرید اما همین کارهای معمولی و تکراری عمق زیادی داشت و تجربه آن‌ها بسیار لذت بخش بود. بازی Recettear: An Item Shop’s Tale عنوانی قدیمی و خاک خورده نیست اما منبع الهام عناوین زیادی مانند بازی Moonlighter شده است.

Jody: اگر اهل تجربه عناوین JRPG نیستید و می‌خواهید با یک بازی وارد این دنیای شگفت انگیز شوید، تجربه بازی Recettear: An Item Shop’s Tale راه بسیار خوبی است. این عنوان به هیچ وجه عناصر سفت و سخت این سبک را جدی نمی‌گیرد و حتی از خیلی‌ از عناوین ژاپنی دیگر، ترجمه بهتری دارد و جوک‌ها و شخصیت‌هایش به دل بازی‌بازان غربی می‌نشیند. با این که دنیای بازی کاملا فانتزی است اما گویی همه چیز با عقل جور درمی‌آید؛ از یک دزد دائم الخمر گرفته تا یک پول شوی کلاهبردار، همه چیز طعم و بوی خوشی دارد و ارتباط برقرار کردن با آن‌ها ساده است. البته فراموش نکنید که این بازی طراحی شده تا شما را زیر بارِ قرض‌های بسیار، له کند.

Cosmic Star Heroine
توسعه دهنده: Zeboyd Games

Wes: استودیوی Zeyboyd Games سال‌ها است که سعی می‌کند تنظیمات و تغییرات جدید و نوین را به طراحی‌ها و گیم‌پلی کلاسیک بازی‌های JPRG اضافه کند. بازی‌هایی مانند Cthulhu Saves the World به طور دقیق این منظور را می‌رسانند. با بازی Cosmic Star Heroine، تیم سازنده سعی می‌کند دو بازی Chrono Trigger و Phantasy Star را با یکدیگر ترکیب کند و به بهترین شکل، یک نقش آفرینی ژاپنی سای فای باشد. مبارزات در بازی Cosmic Star Heroine حرف اول را می‌زنند و بخش اعظم آن را تشکیل می‌دهند. مبارزات بازی پیرامون قابلیت‌ شخصیت‌ها می‌چرخد و همین موضوع باعث می‌شود تا یک گیم‌پلی استراتژیک و با لازمه‌ی برنامه ریزی را شاهد باشیم؛ جایی که حمله و دفاع به موقع، نقش بسیاری در موفقیت شما در مبارزات دارد. داستان بازی که معمولا هیچ ربطی به مبارزات نداشت، شامل موارد متعددی می‌شد و می‌توان آن را عاملی مثبت و ایجاد کننده انگیزه در بازی‌باز به شمار آورد. همه این موارد، Cosmic Star Heroine را تبدیل به یک JRPG نادر می‌کند که شاید در زمانی نادرست پا به عرضه گذاشته است. شاید باور نکنید اما Cosmic Star Heroine بازی منتشر شده در سال ۲۰۱۷ است و با تمام ویژگی‌ها و حال و هوای کلاسیکی که دارد، یک عنوان امروزی به حساب می‌آید. این موضوع از طرفی به ما ثابت می‌کند که با تفکر امروزی، بازی‌‌های JRPG قدیمی تا چه حد جای پیشرفت دارند و از طرفی باعث می‌شود تا خیلی تحویل گرفته نشود چرا که افراد زیادی در سال ۲۰۱۷، یک JRPG تمام کلاسیک نمی‌خواهند. اگر مبارزات JPRG برایتان در اولویت قرار دارد، Cosmic Star Heroine یک زمین بازی شگفت انگیز برای شما است.

«شاید باور نکنید اما Cosmic Star Heroine بازی منتشر شده در سال ۲۰۱۷ است و با تمام ویژگی‌ها و حال و هوای کلاسیکی که دارد، یک عنوان امروزی به حساب می‌آید»

Ys: The Oath in Felghana
توسعه دهنده: Nihon Falcom

Steven: اجازه ندهید گرافیک زشتِ بازی گولتان بزند؛ Ys: The Oath in Felghana یک نقش آفرینی غنی و هیجان انگیز است که از دوران PSP، به خوبی عمر کرده است. جالب است بدانید که نسخه PSP بازی نیز یک نسخه بازسازی شده از نسخه قدیمی تر رایانه‌های شخصی است! اگر از عناوین نقش آفرینی ژاپنی، مبارزات نوبتی و کند می‌خواهید، به هیچ وجه به سمت Ys: The Oath in Felghana نروید چرا که این عنوان اکشنِ «بزن و بکش» بسیار سریعی دارد که در کنار باس‌های قدرتمند و موسیقی‌های راک و تند، به اوج خود می‌رسد. در یک جمله می‌توان گفت که اگر از نقش آفرینی‌های ژاپنی لذت می‌برید اما حوصله دنبال کردن ۱۵۰ ساعت داستان و روایت و مراحل فرعی پر تعداد را ندارید، Ys: The Oath in Felghana یک انتخاب بسیار عالی برای شما به حساب می‌آید. ریتم گیم‌پلی بازی به شدت سریع است و طیف وسیعی از درجات سختی نیز برای انواع و اقسام بازی‌بازان در نظر گرفته شده تا هر کس بتواند با هر سلیقه و درجه مهارتی که دارد، بازی را تا انتها تجربه نماید.

با این که تمام عناصر یک JRPG در بازی دیده می‌شود، اما Ys: The Oath in Felghana خیلی سریع از خیرِ همه چیز می‌گذرد و البته در نوع خود بسیار مجازات کننده و چالش برانگیز است. برخی مواقع تجربه این عنوان، حس یک بازی آرکید را می‌دهد تا یک نقش آفرینی تمام و کمال اما در هر صورت، اگر از دقت به جزئیات لذت می‌برید و دوست دارید شخصیت خود را در هر قدم پیشرفت و ارتقا دهید، بازی سیستم راضی کننده‌ای را برای شما در نظر گرفته است. مانند سری Final Fantasy، دلیلی وجود دارد که چرا این سری اینقدر شماره و نسخه دارد و هر کدام از آ‌ن‌ها نیز عناوین شایسته و ارزشمندی هستند.

«اجازه ندهید گرافیک زشتِ بازی گولتان بزند؛ Ys: The Oath in Felghana یک نقش آفرینی غنی و هیجان انگیز است»

The Legend of Heroes: Trails in the Sky SC
توسعه دهنده: Nihon Falcom

Wes: ثابت شدن این موضوع باید به تایید چندین نفر برسد اما فکر نمی‌کنم گفتن این که اولین فصل از Trails in the Sky استودیوی Nihon Falcom از محبوب ترین سری‌های نقش آفرینی ژاپنی است، تعجب برانگیز باشد. بازی The Legend of Heroes: Trails in the Sky SC به طرز بی نظیری از همه نظر سرراست و مستقیم است؛ زمانی که شخصیت‌ها، دیالوگ‌های بین آن‌ها و همچنین جو کلی بازی را مشاهده می‌کنید، کاملا متوجه می‌شوید که با یک نقش آفرینی انیمه‌ای طرف هستید. مبارزات نوبتی بازی بسیار سرراست و ساده است و تنها به قدری پیچیدگی دارد که بازی‌باز را درگیر کند. به لطف سیستم‌ Orbها و ترکیب جادو و ها برای ساختن طلسم ها، مبارازت بازی عمق زیبایی گرفته است. طرفداران بازی The Legend of Heroes: Trails in the Sky SC همیشه دوست دارند اشاره کنند که هر NPC در دنیای بازی زندگی و کار کوچک خود را دارد و هر زمانی که بازگردید و با آن‌ها صحبت کنید، همیشه داستان‌ها و دیالوگ‌های جدیدی برای گفتن دارند. این موضوع کاملا درست است و شاید هم در مقایسه با عناوین نقش‌آفرینی دیگر، مورد خیلی جدیدی نباشد پس زمینه و طرح فوق‌العاده‌ای را به بازی داده است.

شاید از خود بپرسید که چرا The Legend of Heroes: Trails in the Sky SC یا حتی فصل دوم و دنباله آن در این فهرست انتخاب شده‌اند و از‌ آن‌ها تعریف می‌شود؟ به این دلیل که فکر می‌کنم با این که The Legend of Heroes: Trails in the Sky SC یک نقش آفرینی ژاپنی تقریبا معمولی است، کار به یادماندنی و فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد و شما را به بهترین شکل با دنیای خود و تاریخی که بر آن سرزمین گذشته آشنا می‌سازد که در نسخه دنباله، دقیقا ادامه پیدا می‌کند. اگر به داستان فرمانروایی‌های مختلف و تاریخ کهن هر سرزمین علاقه دارید، می‌توانید برروی این بازی حساب ویژه‌ای باز کنید. هر سرزمین، شرایط سیاسی و تاریخی خاص خود را دارد و شخصیت‌های ماندگاری نیز در این راه به شما معرفی می‌شوند. این داستان شاید کمی کلیشه‌ای باشد اما در این دو نسخه ابتدایی، سازندگان شما را به عمق ماجرا می‌برند و با ارایه داستان های مرموز و نجات سرزمین‌های بزرگ، کاملا شما را راضی می‌کنند. اگر این دنیا شما را به داخلِ خود کشید، می‌توانید خوشحال باشید که یک جفت بازی طولانی برای غرق شدن در اختیار دارید؛ دقیقا مانند یک سری تلویزیونی بسیار طولانی! می‌توانم بگویم که سری نقش‌ آفرینی دیگری به مانند این سری برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی پیدا نمی‌شود.

«می‌توانم بگویم که سری نقش‌ آفرینی دیگری به مانند این سری برروی پلتفرم رایانه‌های شخصی پیدا نمی‌شود.»

امیدوارم از این مقاله لذت برده باشید. وارد شدن به دنیای بازی‌های JRPG شاید در نگاه اول کاری سخت و غیر ممکن به نظر برسد اما زمانی که به این دنیا وارد شوید، ناخودآگاه غرق در این دریای وسیع شده و متوجه گذر زمان نمی‌شوید. با این که تجربه بازی‌های JRPG برروی کنسول‌های ژاپنی عرف و معمول است، اما هیچ چیز باعث نمی‌شود تا بازی‌بازان رایانه‌های شخصی نیز از تجربه این عناوین محروم بمانند. خوشبختانه پای این عناوین هر روز بیشتر به پلتفرم PC باز می‌شود و رخ دادن این اتفاق بسیار زیبا است.




برچسب ها :



comment شما اولین دیدگاه را بنویسید!


برای ثبت دیدگاه باید ابتدا وارد شوید